چرا وبلاگ نمی نویسیم؟؟؟
زمان زیادی از آخرین پست وبلاگم می گذره! نگاهی هم که به پست های قبلی ام می اندازم فاصله زمانی زیاد آن ها نشان دهنده دوری تدریجی من از دنیای شیرین وبلاگ نویسی است.خیلی وقت است که دوست دارم دوباره شروع به نوشتن کنم آن هم از نوع منظمش! ولی نمی شود!
دیروز با خودم نشستم و فکر کردم که چرا نمی شود؟ دلایلی به ذهنم آمد و پس از بررسی این دلایل با خود گفتم شاید دلایل به دست آمده باعث دوری بلاگ نویسان دیگری هم شده باشه و یا شاید در آینده باعث دوری بعضی دیگر بشه‼! از این رو آن ها را در زیر آوردم:
۱-پشت گوش انداختن‼!
خوب این مسئله ای است که همه انسان ها درگیر آن هستند ولی برای یک وبلاگ نویس خصوصیتی بسیار بد است زیرا باعث بیات شدن مطلب مورد نظر شده و وبلاگ نویسی که ماه هاست ننوشته بار دیگر از نوشتن دور می کند. مثلا همین هفته قبل می خواستم گزارشی از دومین همایش ملی چشم انداز توسعه ی پایدار ، یکپارچه و دانایی محور که بهانه هایی مانند میان ترم ساختمان گسسته و… مانع آن شد، البته چون نکته های ریز و جالبی در این همایش نظرم را جالب کرد شاید چیزی در موردش بنویسم.
به هر حال برای برداشتن اولین قدم باید از این تا حد امکان از این خصوصیت دوری کنیم و برای این کار بهترین روش داشتن زمان هایی معین برای وبلاگ نویسی در هفته است!
۲-بزرگ شمردن مطالب

گاهی وقت ها ایده های زیادی برای نوشتن دارم،ولی حس می کنم نمی شود آن را در زمان کوتاهی نوشت و یا با این زمان کوتاه حق مطلب را ادا نمی کنم،ولی نوشتن اکثر این مطالب آنچنان هم که ما فکر می کنیم وقت گیر نیستند.
بهترین راه برای جلوگیری از این توهم ، نوشتن خلاصه ای از مطلب مورد نظر بر روی کاغذی سفید است! آن زمان است که متوجه می شویم آنچنان هم مسئله ی بزرگی نیست.
امان از این شبکه های مجازی! با تمام خوبی ها و کمک های که به نزدیک شدن ما به آرمانشهرمان داشته اند،ولی خوب حداقل برای مطمئنم برای وبلاگستان فارسی آفتی شده اند، با وجود جوامع مجازی مثل فیس بوک و توییتر و آدنتیکا دیگر کسی حال و حوصله ی نوشتن مطلب برای وبلاگش ندارد‼! و این اصلا خوب نیست،وبلاگ نویسی برای خود وبلاگ نویس خوبی هایی دارد که هیچ گاه و در هیچ جایی نمی تواند آن ها را بدست آورد.
برای رفع این مشکل می توان بسیاری از ایده ها را در جوامع مجازی به اشتراک نگذاریم و آن را برای وبلاگمان جدا نگهداریم.
۴-بی هدف بودن
گاهی وقت ها یادمان می رود برای چه می نوشتیم! البته شاید خیلی از ماها دلیل نوشتنمان فقط بیشتر یک حس درونی باشد برای بیان آنچه در دل داریم! ولی از دل همین حس می شود اهداف بسیار خوب و مفیدی درآورد که قطعا مسیر آینده ما را نمایان تر می نماید.
پس باید بنشینیم و دوباره با خود فکر کنیم اصلا چرا بنویسیم؟
پ.ن۱:بالاخر نوشتما!!!
پ.ن۲:سال نو همگی مبارک!


salam
Omidvaram dobare betuni por ghodrat be neveshtan edame bedi .
Posht e goosh andakhtan ham chiz e vaghean badie .
Fekr kardan ham nadare chon harvaght benevisi ye seri webgard e mesle amsale man peyda mishan ta had e aghl ye 5daghighe vaght bezaran v bekhunand
Movafagh bashi
Darzemn :
Eydet ham mobarak
سلام.
عیدت نرسیدت مبارک
مطلب خوبی رو انتخاب کردی!!!
فکر کنم روم تاثیر گذاشت البته فکر کنم، ولی به نظر من دلایل دیگه ای هم داره که مثل دلایل بالا مهم باشه.
فعلا
خیلی خوبه که دوباره وبلاگ نویسی رو شروع کردید
سعی کنید ادامه دهید و جزئیات وبلاگتون هم در نظر بگیرید
۱٫ فکر نمی کنم درس خوندن بهانه ی خوبی برای ننوشتن باشه
۲٫این بزرگ شمردن (-که فکر نمی کنم واژه ی جالبی باشه-)مطالب نیست که مانع نوشتن می شود فکر می کنم فقط کمی اراده راه حل مناسبی باشد
۳٫شاید بی هدفی دلیل مناسبی باشد!!!
@M@X
سلام!
آره خوب دلایل زیادی میشه پیدا کرد! این ها دلایلی بود که به ذهن من رسید.
سلام.
روزهای پیش رو سرشار از سرسبزی
سلام
مثه همیشه میگم قلمت تواناست خودت هم هم
در این ساعات پایانی سال ضمن تبریکات ویژ ه آرزومند آنم که سال آتی سالی سبز سپید و آبی برایتان باشد….
موفق
خوش حالم که باز هم اینجایی. امیدوارم این بار سرعت آپ کردن وبت از وب پوسیده من بیشتر باشه.;-)